بهترین عامل در جلوگیری از فساد چه می‌باشد؟

سه شنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۱:۴۴ ب.ظ
برای دستیابی به پاسخ قبل از هر چیز به معنای فساد توجه میکنیم تا بتوانیم بهتر به بحث ادام هدهیم.
معنی فساد: فساد اگر به انسان و یا گروه و یا جامعه انسانی نسبت داده شود، به معنی خروج از راه حق، صحیح و حکمت است و اگر به امور و کارها نسبت داده شود، به معنی راه یافتن تشویش و خلل درکار است، امّا در عقد و معامله، باطل بودن و در خوراکی و نوشیدنی گندیدن و بدبوئی را میرساند.(1) برای فساد،(2) تقسیمات متعددی میتوان در نظر گرفت، از جمله فساد مالی، اداری، سیاسی و حکومتی، اخلاقی و عقیدتی(3) که هر کدام نیز نسبت به فرد و اجتماع قابل انقسام میباشد. در نظام اخلاقی و ارزشی (موضوع بحث ما) هر گاه بحث از فساد شود مقصود خروج از راه صحیح شرع و حکمت و خلل در امور ارزشی میباشد.

برای دستیابی به پاسخ قبل از هر چیز به معنای فساد توجه میکنیم تا بتوانیم بهتر به بحث ادام هدهیم.
معنی فساد: فساد اگر به انسان و یا گروه و یا جامعه انسانی نسبت داده شود، به معنی خروج از راه حق، صحیح و حکمت است و اگر به امور و کارها نسبت داده شود، به معنی راه یافتن تشویش و خلل درکار است، امّا در عقد و معامله، باطل بودن و در خوراکی و نوشیدنی گندیدن و بدبوئی را میرساند.(1) برای فساد،(2) تقسیمات متعددی میتوان در نظر گرفت، از جمله فساد مالی، اداری، سیاسی و حکومتی، اخلاقی و عقیدتی(3) که هر کدام نیز نسبت به فرد و اجتماع قابل انقسام میباشد. در نظام اخلاقی و ارزشی (موضوع بحث ما) هر گاه بحث از فساد شود مقصود خروج از راه صحیح شرع و حکمت و خلل در امور ارزشی میباشد.

عوامل و محرکهای فسادمحرکهای فساد یا درونیاند یا بیرونی. عامل درونی، نفس و خودخواهیهای آن است (هوا و هوس، آرزوهای دراز و واهی و...) امّا عامل بیرونی، شیطان، تعلقات دنیوی (نه خود دنیا)(4)، دشمن آگاه (اغفال و تهاجم فرهنگی با ارائه شیوههای شیک و زیبا ولی توخالی و تخریب باورهای نسل جوان با القاء شبه که این کار خیلی حساب شده و با مطالعه دقیق حالات روانی نسل جوان انجام میشود)، تشویق دوستان ناباب و ناآگاه، تقلیدهای کورکورانه، فاسد شدن علماء و دانشمندان می باشد. در موارد بالا وقتی فساد ایجاد میشود که خودخواهی باشد و خودخواهی زمانی موجود است که ایمان یا نباشد یا حضور کمرنگ داشته باشد.

موانع و بازدارندههای فسادعوامل بازدارندة فساد نیز بر دو قسم است، عوامل بیرونی و درونی، عامل درونی ایمان و ارادة قوی است که مهمترین علت بازدارنده است. یعنی هر جا ایمان قوی باشد، خودخواهی نیست و هر جا خودخواهی نباشد، فساد و گناه و انحطاط در کار نیست، البته در بطن و متن ایمان، محبت به خدا، توجه و بیداری از غفلت، مراقبت دائمی از نفس، شناخت حقایق با استدلال (توحید، معاد و نبوت)، توجه به تنبیهها و تشویقهای الهی، حیاء و غیرت و... را در بردارد. امّا عامل بیرونی بازدارنده مثل تذکر، موعظة انبیاء، اولیاء و دوستان صالح، هشیاری والدین و مربیان، توجه به مسائل روانی نسل جوان (بحران هویت) امر به معروف و نهی از منکر، دادگاه صالح و نیروهای انتظامی و نظامی شایسته برای مبارزه با اشرار و افراد فاسد.

منشأ فسادهامهمترین عامل سقوط و انحطاط، خودخواهیهاست.(5) تعلق به زرق و برق دنیا، پیروی از شیاطین جنّی و انسی و داخلی و خارجی همگی به خاطر خودخواهی و رسیدن به منافع ناپایدار است و این هم از ضعف ایمان سرچشمه میگیرد. بزرگترین انگیزة جرم و حتی پیدایش و رویش فساد، کمبود یا نبود معنویت و ضعف ایمان و ارزشهای اصیل مذهبی و اخلاقی است. در آثار و منابع اسلامی نیز از بیایمانی و ضعف معنوی به عنوان عمدهترین و اصلیترین عامل بروز و گسترش منکرات و انحرافات یاد شده و در مقابل اعتقاد به قدرت الهی و ایمان کامل به پاداش و کیفر اعمال، قویترین و مؤثرترین سدّ و مانع در مقابل کجرویها و بزهکاریها تلقی شده است. در سورة نازعات آیه 40 چنین میخوانیم: کسی که از مقام عدل الهی ترسان باشد، پیرامون گناه نمیگردد. بد نیست بدانیم که اغلب دانشمندان و پژوهشگران و روانکاوان جهان نیز بسیاری از عقدههای روانی، انحرافات فکری و مفاسد اخلاقی نظیر قمار، میگساری، آدمکشی، سرقت، اعتیاد، بیعفتی و... را ناشی از ضعف ایمان و خلاء معنوی در جهان ـ به ویژه در کشورهای صنعتی ـ دانسته و اذعان میدارند: ما در زندگی به ایمان احتیاج داریم، چراکه دین و مذهب در زندگی به انسان اطمینان و تکیهگاه روحی میبخشد(6) و او را از مفاسد فردی و اجتماعی حفظ میکند.

انگیزة ایمان آوریاز آن جایی که ایمان یک عمل اختیاری است و در قلمرو اخلاق قرار میگیرد (انسان با اختیار خود تصمیم میگیرد که به طرف خیر یا شر برود) جا دارد از انگیزة آن پرسش شود که چرا یک انسان به خدا ایمان میآورد؟ به طور کلی انگیزة ایمان آوری به خدا یا شناخت بالای خداوند و در نتیجه ایمان آوردن به اوست یا امید داشتن به پاداش در برابر ایمان و ترس از عذاب در برابر کفر است. ایمان با هر یک از این دو انگیزه که باشد ارزشمند است. آری اگر شخصی در ایمان آوری انگیزة شیطانی داشته باشد، ایمان او فاقد ارزش خواهد بود. و به تعبیر روشنتر اینکه چون ایمان امر قلبی و پنهانی از دیگران است، از این رو ریا و نیرنگ در آن راه ندارد (نفاق). ایمان با این دو انگیزه همراه با توجه و تذکر دائمی میتواند بازدارندة از فساد باشد به خلاف نفاق.(7)

راه تحصیل ایمان (قویترین بازدارندة فساد)از مطالب بالا دانسته شد که مفاسد از ضعف ایمان ناشی میشود، پس باید برای ریشهکن کردن مفاسد، ایمان را تقویت کنیم و آفتهای ایمان را از بین ببریم. یعنی همان مهمترین عامل بازدارنده از فساد.
غفلت خطرناکترین آفت ایمان است، چون که ایمان یک فعل اختیاری انسان است، یعنی خود باید دست به انتخاب و گزینش بزنیم و یکی از دو راه (شر و خیر، ایمان و کفر...) را انتخاب کنیم. غفلت (هوسها، وسوسه شیطان، فریب زیور دنیا و اغفال دشمن) همین جا سر میزند و باعث میشود انسان به دو طرف یا اطراف موضوع (خوبی و بدی) توجه صحیح نداشته باشد و این به خاطر حاکم بودن غرایز در اکثر انسانهاست. از نگاه قرآن غفلت بنیاد کژیهاست. غفلت موجب میشود که «آدمی تنها ظاهری از زندگی دنیا را درک کند و به باطن و حقیقت آن (آخرت) توجه نداشته باشد.» خروج از غفلت و توجه به اینکه غیر از ارضاء غرایز مادی و کسب لذتهای ناپایدار، راهها و حقایق دیگری هست (یادآوری پیامبران الهی، تفکر به نعمتها و...).
به علاوه تحصیل علم باعث تقویت ایمان (یعنی عامل بازدارندة فساد) میشود. تحصیل علم به این معنی است که پس از زدودن غفلت و حصول توجه برای آدمی، شک و تردید حاصل گردد که آیا آنچه پیامبران میگویند حقیقت دارد، پس به دنبال علم و یقین برود. پس انسانی که خواهان سعادت است، باید در امور مهمی مثل توحید، نبوت، معاد سراغ دلیل برود تا به علم و یقین برسد.
البته قویتر از آن، محبت به خداوند است که نیرومندترین انگیزههاست که در برابر همه گناهان و جاذبههای منحرف کننده انسان را پایدار و مقام میسازد. راه ساده تحصیل این محبت، اندیشیدن دربارة نعمتها، لطفها و توجهاتی است که او به انسان کرده است.(8)
لازم به ذکر است که برای جلوگیری از فساد باید زمینههای باوری محکم را هم مورد توجه قرار داد (فقر، خانواده و محیط، ارزشهای حاکم بر جامعه و...). و از طرفی دیگر علل اصلی (ضعف ایمان) و فرعی فساد را از طریق عوامل بازدارندة فساد (اصلی و فرعی، درونی و بیرونی) ریشهکن نمود.

فساد اجتماعیدر بحث مفاسد اجتماعی هم همان عوامل و محرکهای فساد و عوامل بازدارندة (درونی و بیرونی) که ذکر شد، مطرح است. در اینجا لازم است اضافه کنیم که علت فساد اجتماعی هم اصلی (ضعف ایمان فرد مُفسد و فاسد) و هم علتهای زمینهساز میباشند. مثل محیط (والدین، مربیان محل زندگی، ارزشهای رایج آن عصر، ترک امر به معروف و نهی از منکر و فقر تهاجم فرهنگی...) از طرفی مقابل عوامل بازدارندة فساد اجتماعی نیز دو قسم است، علت اصلی (تقویت باورها و ایمان. افراد و نهادهای مختلف جامعه) و علل زمینهساز مثل امر به معروف و نهی از منکر، توجه دانشمندان و الگوهای اجتماعی به ارزشها، مقابله با تهاجم فرهنگی و....

نکته مهم: از آن جا که کسب و تحصیل ایمان قوی نیاز به مدت دارد، و به صورت تدریجی حاصل میشود، ما باید برای تقویت ایمان هم زمان از علل اصلی و زمینهساز کمک بگیریم. به عنوان مثال فردی با استدلال به حقایقی چون معاد، توحید، نبوت رسیده است، او باید دائماً در حال مراقبت از باورهایش باشد، یعنی تکرار و تکرار با حالت توجه و بیداری، نصیحت دوستان، رویت الگوهای صالح، مشاهدة تجارب تلخ و تفکر... حاصل میشود که اگر این امر دوام پیدا کند، ملکه میشود و انسان در حال توجه و ایمان باقی میماند. یعنی وسوسه شیطان (جنّی و انسی) هوا و هوس و شهوت و غرائز حیوانی تحت سیطرة ایمان و اراده و توجه قرار میگیرد مثلاً در تهاجم فرهنگی علل بازدارندة متفاوت دست به دست هم میدهند و آن را دفع میکنند، امّا از آنجا که در جامعه همیشه افراد شرور و بیماردل یافت میشوند و گاهی هم به شکل باند و گروهی به جنگ ارزشها میروند (افرادی که نمیتوانند از منافع مادی خود مثل پول، رفاه، جاه، شهوتهای نامشروع بگذرند) بر یک نیروی قهریه لازم است که مقابل این ویروس فساد بایستند و با آنها برخورد قانونی نماید (اینجاست که در حکومت اسلامی نیاز به قوة قضائیه، مجریه، مقننه و نیروی انتظامی متکی بر مسئولان متقی و صالح به طور جدی حس میشود.)

تذکرات لازم:تا این جا بیان شد که قویترین عامل بازدارندة از فساد ایمان است. امّا حفظ ایمان بسیار دشوار است، انسان باید لحظه به لحظه در حال مراقبت از نفس باشد و غفلت زدایی کند. برای این کار میتواند مرتب از موعظه، تذکر علماء اخلاق و کتابهای آنها، دوستان صالح و... استفاده کند.
لازم است نسبت به عقاید که اصل و ریشه دین است توجه بیشتری کنیم و برای اساسیترین سؤالهایمان (توحید، نبوت، معاد) جواب یقینی پیدا کنیم. سعی کنیم خدا را از روی محبت (با توجه و تفکر به الطاف، نعمتها، خودشناسی و خداشناسی) بپرستیم.
از نیروهای درونی و بیرونی بازدارندة از فساد فردی و اجتماعی استفاده کنیم.
با امربه معروف و نهی از منکر و توصیههای خیرخواهانه فضای سالم معنوی ایجاد کنیم. از اولین مرتبه تا شدیدترین مراتب باید بر اساس محبت انجام شود، و باید جلوی افرادی که عمداً یا ناخودآگاه برای حفظ مطامع و منافع (پول، شهوت، رفاه خودشان) به ایمان عمومی ضربه میزنند گرفته شود که این قسمت وظیفه حکومت اسلامی است.
برای محرکها و عوامل فساد شیوههای خنثیسازی مناسب و جایگزین سالم انتخاب کنیم و برای حفظ ایمان فردی و اجتماعی تلاش کنیم و نسل جوان را آگاه به مقاصد شوم دشمن کنیم.



پاورقی:

1. المعجم الوسیط.
2. Colluption.
3. فساد عقیده: Heresy .
4. شیروانی، علی، چکیدة اخلاق در قرآن، جاول، دار الفکر، 1379، ص 107.
5. اکبری، محمود، خود و ناخود، قم، موسسه فرهنگی سما، 1381، ص 94.
6. رزاقی، احمد، عوامل فساد و بدحجابی، چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی، 1369، ص 130.
7. چکیدة اخلاق در قرآن، ص 78.
8. همان، ص 107.


  • موافقين ۱ مخالفين ۰
  • ۹۴/۰۲/۰۱
  • ۱۲۰ نمايش
  • احسان حسینی

نظرات (۰)

هيچ نظري هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
مدير سايت: احسان حسيني
Thumb_141956
ا اللهم عجل لوليک الفرج
ويــژه هـــا
پي گيري پرسش شما