چرا خداوند مونس آرامش بخش نمی خواهد؟

شنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۱:۵۶ ق.ظ
موجودات جاندار بویژه انسان بخاطر کمبودها و نیازی که به تکامل و برطرف کردن آن کمبودها دارد، در حیات اجتماعی خود به انس و الفت با همنوعان خود احساس نیاز می‏کند تا در کنار آن انس و الفت ها کمبودهای خود را برطرف سازد، و با اندک دقتی روشن می‏گردد که همه‏ ی انس و الفت هائی که انسان در زندگی اجتماعی خود با دیگران اختیار می‏کند بخاطر رفع همین کمبودهاست. احتیاج به نشاط و رفع ملالت او را به تفریح و باغ و بوستان می‏برد، و نیاز به برخورداری از مواهب حیات و آسایش، او را به انس با زن و فرزند و خانه و مسکن تشویق می‏کند، و احتیاج به علم و صنعت او را به سوی مکتب و مدرسه و کتاب و استاد می‏کشاند، و ترس از دشمن و نداشتن قدرت کافی او را به انتخاب دوست و یار و یاور و تشکیل حکومت وادار می‏کند، و همچنین... ولی چنانچه در بحث صفات یاد شد خداوند از هیچ جهت کمبودی ندارد تا در کنار انس و الفت با غیر خود آن کمبود را برطرف سازد، و قدرت او فوق همه‏ ی قدرت هاست و از کسی ترسی ندارد تا به یار و مددکار نیاز داشته باشد، و کسالت و خستگی در او راه ندارد تا نیاز به نشاط و شادی داشته باشد، بلکه او بهجت و سرور ذاتی دارد و به ذات خود مسور است و از ابدیت خود هم رنج نمی‏برد زیرا رنج بردن نتیجه‏ی کمبودی است و چنانچه یاد شد کمبودی آنجا راه ندارد.
و انسان اگر بخواهد سکون و آرامش واقعی یابد و از وحشت تنهائی و دل بستن به چیزهای فانی رهائی یابد باید با خدا انس گیرد و او را ولی و کارگزار خود قرار دهد.
چنانکه در قرآن کریم می‏فرماید «الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب» [1] .
(آن کسانی که ایمان آوردند و دلهایشان به یاد خدا آرامش می‏یابد کسانی هستند که به خدا رجوع می‏کنند، آگاه باشید که به یاد خدا دلها آرام می‏یگرد) و امام علی ه‏السلام در دعای کمیل در مقام مناجات عرض می‏کند «یا نور المستوحشین فی الظلم» ای کسی که روشنی وحشت زدگان در تاریکیهای حوادث زندگی هستی.
و از این جهت عارفان و مخلصان و قانتان درگاه خداوندی تنها به او انس می‏گیرند و در کشاکش زندگی و ناملایمات حیاتی خود را نمی‏بازند و با اعتماد به پروردگار بر سختیها پیروز می‏گردند، ولی کسانی که بخدا ایمان ندارند و یا در مرتبه‏ ی ضعیف ایمان هستند، ناملایمات زندگی همواره آنان را رنج می‏دهد و نقطه‏ ی اتکائی هم ندارند که به آن پناه برند و از این جهت گاهی بخودکشی دست می‏زنند.
چگونه انسانی که انس و الفت با ذات او آمیخته است در جهان دیگر می‏توان ابدی باشد با اینکه مایه‏ های انس او محدود و موقت است؟
از قسمت اخیر بحث اول روشن شد که بهترین مایه‏ی انس انسانی توجه بخداست و وقتی در این جهان بتواند از انس گرفتن با این انیس تنهائی ها و نیرو بخش در تاریکیهای جهان برخوردار باشد، در جهان دیگر به طریق اولی از انس با پروردگار می‏توان بهره مند شود. و همچنین انس با خاصان درگاه او که آن هم منتهی بهمان انس با پروردگار است، خود یکی از مایه‏ های انس افراد با ایمان است، چنانچه در آیه ‏ی شریفه می‏فرماید:
«یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی» [2] .
(ای کسی که دارای روح آرام و با اعتماد بخدا هستی، بسوی پروردگارت برگرد در حالی که او از تو خوشنود و تو از او خوشنود هستی، آنگاه در میان بندگان خاص من در آی و به بهشت من داخل شو). 

منبع:

[1] سوره‏ی رعد آیه‏ی 28.
[2] سوره‏ی فجر آیه 30 -27.

  • احسان حسینی

نظرات (۰)

هيچ نظري هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
مدير سايت: احسان حسيني
Thumb_141956
ا اللهم عجل لوليک الفرج
ويــژه هـــا
پي گيري پرسش شما