همه می دانند ارث به راستی این است که آنچه کسی دارد پس از مرگ وی به فرمان خداوندگار پاک به‏بازماندگانش رسد پس اگر بیائیم و چنانکه این دار و دسته بر آن رفته اند خواست این فراز گرامی از نامه خدا را دانش و پیامبری بدانیم با آنچه از لایه برونی اش بر می آید سازگار نیست زیرا پیامبری و دانش پس از مرگ کسی به بازماندگان نمی رسد، پیامبری، بستگی دارد به این که خداوند چگونه بخواهد توده را در راه شایسته اندازد و کسانی که سزاوار آن هستند - از نخستین روز - این سرنوشت را آفریدگار بر ایشان برگزیده و خداوند داناتر است که پیام گزاری خویش را در کجا بنهد و در گزینش او نیز نه دودمان و نژاد جای پائی دارد و نه نیایش و خواهش دیگران می تواند انگیزه شود که خدای برتر از پندار، کسی از بندگانش را به پیامبری برگزیند، به دست آوردن دانش نیز بسته به آن است که کسی در پی آن برودو بیاموزد . 

و تازه زکریا - درود خدابر او - چنانکه از لایه برونی و چون و چرا ناپذیر آیه بر می آید - جانشینی از فرزندانش خواست تا آنچه از وی می ماند به دست مردانی که خویشاوند پدری اویند - عموزادگان و دیگر نزدیکان - نیافتد و این خواسته تنها درباره دارائی درست در می آمد وگرنه با چنان درخواستی نمی توانست

مردان خویشاوند پدری را از پیامبری و دانشمندی بی بهره گرداند . 

تازه می بینیم، پسندیدگی جانشین خود را که مرده ریگش به او می رسد بایسته‏شمرده و گفته:  " پرودگارا او را پسندیده گردان " و این نیز با پیامبری نمی خورد زیرا بر کنار بودن از همه گناهان و پاکی سرمایه های روانی و خوی ها، از پیامبران جدا شدنی نیست پس سفارش دادن این منش ها برای ایشان نابجا می نماید آری اگر برای دارئی و کسی که آن را می برد این ویژگی ها را بخواهیم درست است چون کسی که پس از مرگ دیگری به ردارائی وی دست می یابد کاهی پسندیده‏هست گاهی نه . 

اگر هم بگوئیم چنان دستوری نه برای دیگر پیامبران بلکه ویژه پیک خداست - درود خدا بر روی و خاندانش - این نیز ما را ناگزیر می سازد زمینه گسترده آن همه فرازهائی را که بهره هر کس را از مرده ریگ کسانش می نماید یکجا تنگ نمائیم و دربرابر آن همه فرمان های همگانی یک آئین ویژه بگذاریم، آنگاه با این سخن که خدای برتر از پندار می گوید: خداوند شما را درباره فرزندانتان سفارش میکند که پسر دو برابر دختر ببرد " سوره نساء - 4 - آیه 11 " و هم با این سخن خدای پاک:  در نامه خداوندی، برخی از خویشاوندان در بردن آنچه از مرده می ماند از برخی دیگر سزاوارترند " سوره انفال - 8 آیه 75 " و این گرامی سخن وی:  اگر کسی کالائی نیکو بر جای گذارد سفارش کند که پس از مرگ او پدر و مادر و نزدیکانش بهره ای پسندیده برند " سوره بقره - 2 - آیه 180 " با داشتن این فرازها نمی توان زمینه دستورهائی را که در نامه خداوندی رسیده تنگ کردو برای فرمان های همگانی آن آئینی ویژه نهاد مگر با راهنمائی پشتوانه ای استوار و چون و چرا ناپذیر نه با گزارشی که بازگو گران آن چندان نیستند که گمان ناراستی یا لغزش بر ایشان نتوان برد و تازه لایه بیرونی آن را نشاید دستوری همگانی گرفت زیرابا آنچه از سر گذشت پیامبران پیشین -درودهای خدا بر ایشان و بر پیامبر ماو خاندانش - بر ما روشن است به هیچ روی نمی سازد . 

نه با گزارشی آنچنانی که نه بانوی راست رو توده به‏آن پشتگر می تواند داشت و نه مرد راست رو ایشان که دانش پاک ترین پیامبرانشان پس از مرگ وی به او رسیدو خداوندگار پاک در نامه خویشتن او را روان پیامبرش شمرده است - درود خدا بر آن دو و خاندانشان . 

نه با گزارشی آنچنانی که هرگز نه هیچیک از دل آگاهان توده آن را دانسته و نه پیشاپیش آنان خاندان پاک پیامبر که این دستور ویژه ایشان بود - و با دست‏آویز آن - فرمان نامه خدا و گرامی آئین نامه پیامبر را درباره ایشان روا نداشته و از این که دارائی پدر پاکشان به آنان رسد بی بهره گردیدند . با آنکه بر گردن او - درود خدا بر وی و خاندانش - بایسته بود که آنان را از این زمینه آگاه سازد و روشنگری‏آن را به پس از هنگامی که نیازمند آنند باز نگذارد و تا بازپسین دم اززندگی اش آن را از همه خانواده و کسان و همسر و پیروانش در دل خود پوشیده ندارد . 

نه با گزارشی آنچنانی‏که توده را به آن همه شوربختی و خشم دچار ساخت و آتش کینه و دشمنی در سده‏های گذشته را هر چه داغ تر برافروخته‏راه پیشروی آن را به فراخی باز نمود و - از همان نخستین روز - گروه مسلمانان را گرفتار پراکندگی کرد، تا آشتی و سازش و یک زبانی از میان ایشان رخت بر بست که خداوند گزارشگر آن (و پدید آرنده این رویدادها) را- از سوی توده - نیکو پاداش دهاد

وانگهی اگر بوبکر این گزارش خویش را راست می شمرد پس چرا با کار خود آن را بی ارج نموده نامه ای برای فاطمه راست رو - درود خدا بر وی - نگاشت تافدک را به او باز گردانند؟ تا عمر پسر خطاب بر وی درآمد و پرسید این چیست؟ پاسخ داد نامه ای است که نوشتم تا فاطمه آنچه را که از پدرش مانده بستاند . گفت:  پس هزینه مسلمانان را از کجا می آری که تازیان- چنانچه می بینی - به پیکار با تو سر برداشته اند؟ آنگاه عمر نامه را بگرفت و پاره کرد (چنانچه در " السیره الحلبیه " ج 3 ص 391 آمده گزارش یاد شده را دختر زاده ابن جوزی‏آورده است) 

و اگر آن گزارش درست بودو می باید سخن آن جانشین پیامبر را باورداشت پس با آن همه برداشت های ناساز با یکدیگر که پس ازوی نمودند چه باید کرد؟و این هم نمونه

1- چون عمر پسر خطاب به جانشینی بوبکر نشست فدک را به بازماندگان پیک خداوند - درود خدا بروی و خاندانش - برگرداند . تا علی پسر ابوطالب و عباس پسر عبد المطلب بر سر آن به کشمکش برخاستند و علی می‏گفت به راستی پیک خداوند - درود خدا بر وی و خاندانش - در زندگی خود آن را برای فاطمه نهاده بود (و پس از او نیز به من می رسد) و عباس از پذیرفتن سرباز می زد و می گفت:  آن از خود پیک خدابوده و پس از درگذشت وی به من می رسد، کشمکش را به نزد عمر بردند و او از داوری میان ایشان خودداری کرد و گفت من آن را به دست شما سپردم و شما به کار خودتان آشنا ترید . 

برگردید به " صحیح بخاری " کتاب الجهاد و السیر باب فرض الخمس "نامه بررسی پیرامون پیکار در راه خداو سرگذشت ها و بخش بایستگی پنج یک " ج 5 ص 3 تا 10" صحیح مسلم " کتاب الجهاد و السیر باب حکم الفی " بخش دستور در پیرامون آنچه از دارائی های‏نامسلمانان که به دست مسلمانان افتد "، " الاموال " از ابو عبید ص 11 که‏همان گزارش بخاری را آورده و تنها دنباله اش را انداخته، " سنن بیهقی "ج 6 ص 299، " معجم البلدان " ج 6 ص343 " تفسیر ابن کثیر " ج 4 ص 335، " تاریخ ابن کثیر " ج 5 ص 288، " تاج العروس، ج 7 ص 166



  • موافقين ۰ مخالفين ۰
  • ۹۴/۰۳/۰۵
  • ۱۶۴ نمايش
  • احسان حسینی

نظرات (۰)

هيچ نظري هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
مدير سايت: احسان حسيني
Thumb_141956
ا اللهم عجل لوليک الفرج
ويــژه هـــا
پي گيري پرسش شما