آیا این بزرگداشت‏ به خاطر خویشاوندی بود؟

سه شنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۳۴ ب.ظ

گاهی تصور می‏شود که بزرگداشت ‏خاندان پیامبر- با درود فرستادن بر ایشان- تنها به سبب خویشاوندی آنان با پیامبر است، در صورتی که مطلب از این قرار باشد، تمایزایشان از دیگران و بزرگداشت آنان تا این اندازه، اعلان یک اصل برتری قبیله‏ای و امتیازی خواهد بود که با روح اسلام منافات دارد و شماری از اصول اسلامی را نقض می‏کند. 

از جمله اصولی که بر مبنای این ادعا برتری قبیله‏ای نقض می‏شود، اصلی است که می‏گوید تمام مردم در پیشگاه خداوند برابرند، براستی از جمله مهمترین هدفهای رسالت اسلامی نابود کردن حکومت اشرافی و از بین بردن فاصله‏های میان مردم و دستیابی به جامعه‏ای یکپارچه و عاری از فاصله‏های طبقاتی بوده است. و قرآن چنین اعلام می‏کند: «ای مردم ما شما را از مرد و زن آفریدیم، و شعبه شعبه و قبیله قبیله قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید براستی که ارجمندترین شما در پیشگاه خدا پرهیزگارترین شماست.» (سوره حجرات آیه 12). پیامبر روز غلبه بر مشرکین مکه را روز آغاز برابری اعلام کرد و فرمود: «ای توده قبیله قریش! خداوند، خودبینی زمان جاهلیت و فخر فروشی به پدران را از شما گرفته است، همه مردم از آدم و آدم از خاک است‏». «براستی که گرامی‏ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست‏» [1] . 

و از جمله اصول، این است که خداوند نه کسی از بندگانش را به خاطر کاری که خویشاوند او- چه خوب و چه بد- انجام داده است، پاداش می‏دهد و نه مجازات می‏کند. و قرآن به شرح زیر اعلام می‏فرماید: «ای مردم از پروردگارتان بپرهیزید، و هم بترسید از روزی که هیچ پدری فرزند خود را حمایت نکند و هیچ فرزندی از پدر خود پشتیبانی نکند، براستی که وعده خدا حق است پس زندگانی دنیا شما را نفریبد و فریب دهنده‏ای شما را به خدا مغرور نسازد» [2]  و در آیه دیگر است: «هیچ کسی بار گناه دیگری را به دوش نمی‏کشد، هر چند گرانباری خواستار حمل آن باشد، چیزی از آن حمل نشود اگر چه خویشاوند باشد...» [3] . 

از جمله اصولی که با اندیشه برتری جویی قبیله‏ای تناقض دارد، این است که خداوند کسی را به خاطر عمل فوق طاقت و بالاتر از حد توان و اختیارش، نه مجازات می‏کند و نه پاداش می‏دهد. انتساب فرد به خانواده امری غیر اختیاری است. از این رو، منطقی و صحیح است که با اعتقاد به عدالت‏خداوند، معتقد باشیم که او هیچ کس را به خاطر انتساب به خانواده معینی، بر دیگران برتری نمی‏دهد. براستی که اسلام در مقابل هر نوع برتری فردی، نژادی، قومی و یا قبیله‏ای ایستادگی می‏کند، چرا که این گونه برتری‏ها به مثابه پاداش یا کیفر بر عمل فراتر از توان شخص است. 

انتساب شخص به یک خانواده، فامیل و یا شخص ساخته خود آن شخص نیست. هیچ یک از ما پیش از ولادت، خانواده، فامیل و یا شخصیت ‏خود را انتخاب نکرده‏ایم، بلکه با همان وابستگیها به دنیا آمده‏ایم. بنابراین عقل نمی‏پذیرد که خداوند کسی را صرفا به سبب انتسابش به خانواده معینی گرامی بدارد و یا خوار بشمارد. چرا که همه مردم در پیشگاه خداوند یکسانند، و او تمایزی میان آفریدگان نمی‏گذارد مگر به دلیل کار خوب و یا بدی که به اختیار خود انجام می‏دهند. بر این اساس است که پرهیزگار را شرافت می‏بخشد و نسبت ‏به بندگان گنهکار و بدکار خود او را برتری می‏دهد. اگر این اصول صحیح باشد- که بی‏تردید صحیح است- پس جمع بین آنها و میان بزرگداشت ‏خاندان پیامبر (ص) و برتری دادن آنان بر دیگران و الزام مسلمانان بر درود فرستادن به ایشان آن هم فقط به خاطر انتسابشان به پیامبر (ص)، مشکل خواهد بود، تناقضی وجود ندارد. 

برای توضیح موهوم بودن این تناقض یادآور می‏شویم، که این شبهه مبتنی بر دو مقدمه است: 

(1) بزرگداشت ‏خاندان محمد (ص) با الزام مسلمانان به درود فرستادن بر ایشان به هنگام صلوات بر او، به این مطلب برمی‏گردد که- آنان خویشاوندان حضرت محمد (ص) هستند و انتساب به او دارند- و دلیل دیگری برای این بزرگداشت جز همان خویشاوندی وجود ندارد. 

(2) دیگر این که بزرگداشت آنان به این دلیل با اصول سه ‏گانه‏ای که قبلا گفته شد- (برابری مردم در پیشگاه خدا، به هیچ کسی ثواب و عقاب به خاطر عمل خویشاوندی از خویشاوندان داده نمی‏شود کسی را نسبت‏ به آنچه فوق قدرت او و خارج از اختیارش هست، ثواب و عقاب نمی‏دهند.) - منافات دارد. 

مقدمه دوم صحیح است و تردیدی در آن وجود ندارد، اما مقدمه اول به دور از صحت است، زیرا ما معتقدیم خویشاوندی هیچ کس به پیامبر (ص) او را از کیفر الهی در امان نمی‏دارد. خداوند بهشت را برای هر کس که فرمان او را ببرد- از هر نژاد- آفریده است، و جهنم را برای هر آن کس که او را نافرمانی کند؛ هر چند که از فرزندان پیامبر (ص) باشد. قرآن مشتمل بر سوره‏ای است که در نکوهش ابو لهب نازل شده است در صورتی که او عموی پیامبر است: «بریده باد دستهای ابو لهب، ثروت و هر آنچه به دست آورده است، عذاب را از او دفع نکند، بزودی در آتش فروزان در آید، و همسرش هیزم کش است، در حالی که به گردنش ریسمانی از لیف خرماست‏» [4] .

[1] سیره ابن هشام، جزء دوم ص 412. 
[2] سوره لقمان (31) آیه 33. 
[3] سوره فاطر (35) آیه 19. 
[4] سوره مسد (11). 

  • موافقين ۰ مخالفين ۰
  • ۹۴/۰۳/۰۵
  • ۲۰۴ نمايش
  • احسان حسینی

نظرات (۰)

هيچ نظري هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
مدير سايت: احسان حسيني
Thumb_141956
ا اللهم عجل لوليک الفرج
ويــژه هـــا
پي گيري پرسش شما